هدیه ی خدا...یلداهدیه ی خدا...یلدا، تا این لحظه: 13 سال و 10 ماه و 22 روز سن داره
هدیه ی خدا...یاسینهدیه ی خدا...یاسین، تا این لحظه: 11 سال و 1 ماه و 29 روز سن داره

یلـــ♥ـــدا و یاسیـــ♥ـــن... موهبتهای الهـــ♥ـــی

این روزهای یلدا خانوم

فدای قدو بالات برررررررررممممم الهــــــــــــــــــــــی دختر نازم ماشالا اینقدر دانا و بلا شدی که گاهی در برابرت کم میارم برای خودت مستقل هستی و کارات رو خودت میکنی یک ماهی میشه داری تمرین دستشویی رفتن میکنی و کم کم از پوشک دور میشی البته کم کاری از منه اینروزا حال درستی ندارم.... صحبت کردنت که ماشالاااااااااااااااااااا شسته و رفته حرف میزنی و خوششششششششششششگل قربونت برم الهی دوست داری زیاد باهات بازی کنم گاهی از کارام میمونم و مجبورم با شما بازی کنم ماشالا انقدر سیاست داری و بلدی چطوری منو بکشونی طرف خودت به من میگی : مامااااااااان کجایییییی؟؟؟ من : اینجام مامان آشپزخونه دارم برات غذا میپزم ماماااااااا...
9 بهمن 1393

جشن تولد دو سالگی با تم هلو کیتی

فدای قدو بالات بشم الهییییییییییییییییییی خوشگلکم پنجشنبه شب 11 دیماه بود که برات یه جشن تولد کوچیک گرفتیم و دوستای خوشگلت رو دعوت کردیم و کلی بهتون خوش گذشت شما که کلا سرخوش شده بودی و همش میرقصیدی و میگفتی تپلدمه مبالکه راه میرفتی به من و مامان جون و بابا و عروسکات با هیجان و خوشحالی میگفتی : میدونی ؟ تپلدمه می آم بِیاَصقم قربون اون رقصیدنت زندگیـــــــــــــــــممممممممممممممممممممممم مهمونات رو خودت انتخاب کردی و دعوت کردی من میگفتم مثلا خاله منصوره شما میگفتی هلیا بیاد من میگفتم نرگس شما میگفتی آییَن بیاد ....بعد نذاشتی من چیزی بگم و گفتی آمیتا بیاد نولا متین معین الینا بیاد برای...
17 دی 1393

یلدا دو شب بعد از یلدا

شب یلدا ی امسال کلی فرق میکرد با سالهای دیگه بین دو روز آخر ماه صفر بودو شهادت امام رضا و وفات پیامبر و شهادت امام حسن جشن ما دو شب بعد از یلدا بود کلی بهمون خوش گذشت یه جشن سه نفره ی تووووووووووووپ ...
17 دی 1393